رسول یونان
«در ایستگاه»
دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لبهایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی در این ایستگاه نشستهام!
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21:36 توسط عاشقی قلعه
|