ای مرا آزرده از خود گر پشیمانی بیا

نغمه های نا موافق گر نمی خواهی بیا

تا که سر پیچیدی از راه وفا گفتم برو

جز وفا اگر راهی نمی دانی بیا

یک نفس با من نبودی مهربان ای سنگدل

زان همه نا مهربانی گر پشیمانی بیا

تاب رنجوری ندارم در پی رنجم مباش

گر نمیخواهی که جانم را برنجانی بیا

خود تو دانی درد ها بر جان من بگذاشتی

تا نفس دارم اگر در فکر درمانی بیا

دشمن جانم تو بودی درد پنهانی زتوست

با همه این شکوه ها گر راحت جانی بیا

 

 

امیر احسان دولت آبادی