می زنم کبریت بر تنهایی ام

تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام
*
می روم تا هر چه غم پارو کنم

خانه ام را باز هم جارو کنم
*
می روم تا موی خود شانه کنم

خنده را مهمان این خانه کنم
*
می روم تا پرده هارا واکنم

دوست دارم؛ دوست دارم

عشق را معنا کنم
*
شادی ام را رنگ آبی می زنم

بوسه بر طعم گلابی می زنم
*

می دوم خندان به سوی آینه

باز می خندم؛ به روی آینه
*
می زنم یک شاخه گل بر موی خود

می نشینم باز بر زانوی خود
*
می نشانم روی دستم یک کتاب

تا بخوانم باز هم یک شعر ناب
*
آری!آری! این منم این شاد و مست

دوست دارم عاشقی را هرچه هست
...