پشت پنجره ام را کوبید

گفتم که هستی؟

گفت:آفتاب

بی اعتنا طناب را آماده کردم...

 

پشت پنجره ام را کوبید

گفتم که هستی؟

گفت:ماه

بی اعتنا طناب را آماده کردم...

 

پشت پنجره ام را کوبیدند

گفتم که هستید؟

گفتند:همه ستارگان دنیا

بی اعتنا طناب را آماده کردم...

 

پشت پنجره ام را کوبید

گفتم که هستی؟

گفت:یک پرنده آزاد

من پنجره را با اشتیاق باز کردم...

خسرو گلسرخی