چکامه ادب پارسی

ادبی

خسته ام از دست تو  ای روزگار...

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 18:23 توسط عاشقی قلعه  | 
هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غرال شروع به دويدن ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود

هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نمیرد
مهم نيست غزال هستي يا شير با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن
...................................................
امروز امروز است
امروز هر چقدر بخندي و هر چقدر عاشق باشي
از محبت دنيا کم نميشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کني
کسي به تو خورده نميگيره پس شادي بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشي
جهان با مشکل کمبود اکسيژن رو به رو نميشه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هر چقدر آرزو کني چشمه ي آرزوهات خشک نميشه پس آرزو کن
امروز هر چقدر خدا را صدا کني خدا خسته نميشه
پس صدايش کن
او منتظر توست
او منتظر آرزوهايت
خنده هايت
گريه هايت
ستاره شمردن هايت
و عاشق بودن هايت است
امروز امروز است
................................
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
پیوندها
  • چكامه سردفتري
  • اشعار طنز فارسي
  • در جست و جوي حقيقت
  • شمس لنگرودی
  • ياغمور
  • شعر و ادبيات مدرن
  • شعر نو زیبا
  • سمفونی آغاز
  • مهدی اخوان ثالث
BLOGFA.COM