چه بسیار آمدم در جستجویت

گشادم من در قلبم به رویَت
که بودم پیش از این در آرزویَت
چه زیبا آمدی در تار و پودم
چه بسیار آمدم در جستجویَت
گذشتم از بیابان، کوه و دریا
گذر کردم به نومیدی ز کویَت
نشانت را نیامد خانه ی دل
نشد واقع به نزدم آرزویَت
از این پس آسمان را بنگرم صبح
صبا شاید که آرد رنگ و بویَت
شبانگاهان خراباتی شود دل
شرابی گاه نوشد از سبویَت
به تاریکی نظر با دل کنم من
که یاد آید مرا مژگان و مویَت
ابوالقاسم الوندی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23:48 توسط عاشقی قلعه
|