به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را
عابرین ای عابرین
بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر
دشمن می رسد می کوبدم بر در
خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر
وای بر من
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را
تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون
تیرهای زهر را دلخون
وای بر من
نيما
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:3 توسط عاشقی قلعه
|